دارند مرا از زمین می کشند بیرون

از آغوش ِ تو


چیزی بگو ... ببین


جز من تویی که مانده ای


بگو ... جای تو، من مُرده ام ..


دستم را بگیر ....قرارگذاشته بودم


حالا که خانه دارد می ریزد


در آغوش ِ تو فرو بریزم ..



(سیدمحمد مرکبیان )