دارند مرا از زمین می کشند بیرون
از آغوش ِ تو
چیزی بگو ... ببین
جز من تویی که مانده ای
بگو ... جای تو، من مُرده ام ..
دستم را بگیر ....قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش ِ تو فرو بریزم ..
(سیدمحمد مرکبیان )
از آغوش ِ تو
چیزی بگو ... ببین
جز من تویی که مانده ای
بگو ... جای تو، من مُرده ام ..
دستم را بگیر ....قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش ِ تو فرو بریزم ..
(سیدمحمد مرکبیان )
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:56 توسط نیلوفر
|