ادبیات آقایون هنگام زمین خوردن خانم ها:
 دوران نامزدی: الهی بمیرم چیزیت که نشد؟
 1سال بعد ازدواج: عزیزم،بیشتر مواظب باش!
 3سال بعد: مگه کوری؟
جلو پاتو نگاه کن!
 5سال بعد: آخیش،دلم خنک شد...

نعره های هیچ شیری
خانه چوبی را خراب نمیکند,
من
از سکوتِ موریانه میترسم.

قیافه ی من وقتی که میخوام از بابام پول بگیرم...!!!

به گفته ی علمای عالم بر این دنیا و آخرت :
بدحجابی مهمترین عامل وقوع زلزله ست !!!
بازم خدا رو شکر که دزدی و اختلاس باعث ایجاد زلزله نمیشه...
وگرنه تاحالا ایران یکسره داشت ویبره میرفت و کلا ویران شده بود...

من نمی دانم کجا خواندم ، که یادم داده است ؟

یار وقتی در کنارت نیست ، کوری بهتر است ...

آدم ها لالت می کنند ؛

بعد هی می پرسند : چرا حرف نمی زنی ؟!


این خنده دار ترین نمایشنامه ی دنیاست ... !!!

ماهیتابه تفلون دسینی رو می گذارید روی گاز پنج شعله فر دار سینجر که با ضمانت سام الکتریک عرضه میشه، بعد گاز رو با کبریت توکلی روشن کنید، کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش، دو تا هم تلاونگ بندازید داخلش، اگر در حین کار خسته شدید از ماس
اژور شاندرمن استفاده کنید، تا غذا حاضر بشه یک سری به پیج سایت ما بزنید و بعد از اینکه به دوستانتون هم معرفیش کردید غذا حاضر میشه … همتون رو می سپرم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا

خُــدایــا ..
تا خـــرخـــره پـُـــر از دلتنگــــیـم
مـــرســی!
دیگــه میــل ندارم...

تــنـهـایـی

یـعـنـی عـاشـقـشـی ولـی حـق نـداری بـهـش نـزدیـک بـشـی....

چـون اون دیـگـه تـنـهـا نـیـسـت

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست،
پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق
چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.

کسانی هستند كه ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم.مثل ساعت هایی كه صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب وبیداری بر سرشان می كوبیم.بعد می فهمیم كه خیلی دیر شده.

عشق مثل کشیدن دو سر یک کِش میمونه
که ۲ نفر دارن میکشنش
اگه یکی‌ ولش کنه
دردش واسه کسی‌ میمونه که هنوز اونو سفت نگاه داشته.....!

او در32 سالگی شب هنگام متوجّه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه شد.
کت خود را آتش زد و به سمت قطار حرکت کرد. این کار نتوانست مسئولین قطار را آگاه سازد و در
نهایت با شلیک چند گلوله از تفنگ شکاری خود توانست باعث توقف قطار شود.
به گفتهٔ او پس از توقّف قطار مردم ناراضی از قطار پیاده شدند و او را کتک
زدند. تا اینکه او آنها را متوجه خطری که در انتظار آنها بود ساخت. پس از
آنکه مسافرین با چشم خود ریزش کوه را دیدند به تشکر و عذرخواهی از
او روی آوردند.
ما به یادش هستیم:)
مرده پرست نیستیم:)

عاشق''پسرخاله ی کلاه قرمزیم" میدونی چرا؟
آخه یادته رفته بود یه کیک مسموم رو تنهایی خورده بود تا بقیه مریض نشن!
بهش گفتن پسرخاله چرا كیک مسموم رو ننداختی دور وخوردیش؟
اونم گفت: خب اگه مینداختمش دور مورچه ها میخوردنش و سموم میشدن اونوقت به مورچه که نمیشه سرم وصل کرد....
این یعنی آخر معرفت....

مرد ها سکوت می کنند
نمی توانند وقتی که ناراحت هستند
گریه کنند و بهانه بگیرند
اون ها نمی توانند به تو بگویند
من رو بغل کن تا آروم بشم
... ... ... نمی توانند بگویند دلشان می خواهد در آغوش تو گریه کنند
ممکن است خیلی تو رو دوست داشته باشند
اما نمی توانند صداشون رو مثل دختر بچه ها کنند و جیغ بزنند و بگویند :
عاشقتم
او همه این ها رو قورت می دهد که بگوید یک مرد است
یک آدم محکم که می تواند تکیه گاهت باشد
اما شما نگاه به قوی بودنش نکنین
تو قلبش یه بچه زندگی میکنه......!

انکار نکنید
.
.
.
.
.
.
.

همتون حداقــــل یه بار تو بچگی در یخچـــــــــال رو آروم میبستین و از لای درش

به زور نیگا میکردین ببینین کی چراغش خاموش میشه !!

  • براي همه خوب باش؛

  • اونكه فهميد هميشه كنارته و بيادت . .

  •  اونكه نفهميد؛

  • يه روز ميفهمه كه ديره و فقط دلش براي خوبيات تنگ ميشه . . .

  • بخند

    به چه می خندی تو؟
     به مفهوم غم انگیز جدایی؟
    به چه چیز؟
    به شکست دل من؟
    یا به پیروزی خویش؟
    به چه می خندی تو؟
    به نگاهم که چه عاشقانه تو را باور کرد؟
     یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
     به چه می خندی تو؟
     به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟
    خنده دار است ...

    آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
    چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
    نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود
    عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود
    لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
    دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
    در دل بیدار خود جز بیم رسوایی نداشت
    گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود
    در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
    برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

    تــــــوی دنـــیــــا از سه آهــنــگ بــــدم مـــیــــاد
    ۱. صدای کودکی از بی مادری

    ۲. صدای مجرمی از بی گناهی


    ۳. صدای عاشقی از جدایی

    بعضي وقتا ؛

    آدما يه كاري مي كنن كه ديگه نميتوني دوسشون داشته باشي !

    ولي ....

    عجيب دلت واسه دوست داشتنشون تنگ ميشه

    غریبگی میکند با من
    دلم....
    و من غریبگی میکنم
    با دلم....
    و هردویمان سخت گرفته ایم....

    آدم چه صبــــورانه بعضی دردها را تحمل میکند !
    بی آنکه بداند ؛
    حـــق است یا ستــــم ... !!!

    گاهى اوقات ؛
    مجبوریم بپذیریم :
    كه برخى از آدمها ...
    فقط میتوانند در قلبمان بمانند !
    نه در زندگیمان ...!

    بــرخی آدمها به یــک دلیل از مــسیر زنــدگی مــا می گــذرند:

    بـه مــا درسهایی بــیامــوزند کــه اگــر "می مــاندند" هــرگز یــاد نــمی گــرفتیم...

    حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : بهترین اعمال نزد خدا حفظ زبان است ، بیشترین گناهان فرزند آدم از زبان اوست . هرکه مردم از زبان او بترسند از اهل جهنم است
    1- خبری را ندانسته گفتن...

    2- عیب جویی از دیگران
    3- مسخره کردن
    4- تهمت زدن
    5- فاش کردن اسرار مردم
    6- رنجاندن مومن
    7- سرزنش بیجا
    8- دروغ گفتن
    9- وعده ی دروغ
    10- قسم دروغ.....

    چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنـــــــی بــرم گــــردون سفــــت بغلـــــم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و ... بگــــــو : "خدافــــظ و زهــــر مـــار!!!!!!! بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه!!!!" چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!! چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری..............

    نـه ســر دارنــد و نــه ، تــه ...!

    بـی هــوا مـی آیــند تــا خــفه ات کـنند !


    مـی رسند گـاهـی ، وســط ِ یـک فکــر ...


    گـاهـی ، وسـط ِ یـک خــیابــان !


    ســردت مـی کــنند ...


    داغــــت مـی کــنند ...


    رگ ِ خــوابـت را بـلدنــد !


    زمـینَت مـی زنــند !


    خــاطــراتـــــ ...


    تمــام نمـی شـونــد ...


    تمـــامـَت مـی کـــنند !!

    اشکهای علی دایی ستودنی است.

    پیرمرد آذری زبان به سمت علی دایی رفت تا دستش رو ببوسد ولی علی دایی مانع این کار شد و پیرمرد و در آغوش گرفت .
    پیرمرد خطاب به علی دایی ای کاش دام هایم الان زنده بودن تا زیرپات قربانی می کردم، تو را دیدم حادثه تلخ زلزله از یادم رفت
    علی دایی اولین نفری بود که بعداز وقوع زلزله خودش رو به محل حادثه رساند...

    به افتخار این مرد بزرگ

    گفتی كه مرا دوست نداری گله ای نیست

    بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


    گفتم كه كمی صبر كن و گوش به من كن


    گفتی باید بروم حوصله ای نیست


    پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


    رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست


    گفتی كه كمی فكرخودم باشم وآن وقت


    جزعشق تودرخاطرمن مشغله ای نیست


    رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


    بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست