یکی دلش به صد دل بنده ...
  یکی صددل ، به یه دل می بنده ...

  یکی یه دل ، به یه دل می بنده و تا آخر پایبنده ...

  یکی نمی دونه دلش به کی بنده ...

  یکی هر بار به یکی دل می بنده ...

  یکی دل می بنده که بخنده ...

یکی هم دلش آکبنده ، مونده به کی ببنده

دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان

میخواستم از همین تریبون ...

یه خسته نباشید به آقا پلیسه گفته باشم :))

باز هم مادری مهربان از سینمای ایران، از میانمان پر کشید...

فاطمه صفرطاهری اصفهانی، متولد ۱۳۱۸ در تهران

روحت شاد . .

آدم زیر آوار بمونه ولی ضایع نشه

گناه برای همه به همین سادگی هست وبه همین شیرینی


چه قدر خوب میشد اگر..

یك بار..


فقط یك بار...


آسمان به زمین بیاید...


تا وقتی..


اشك میریزم...


نگویند:


مگر آسمان به زمین آمده ؟؟؟؟!

درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم...


همه انسانها اشتباه میکنند...


شکی در این نیست....


اما...


نادانها یک اشتباه را چندین بار تکرار میکنند...




دست به دامن خدا که می شوم،
چیزی آهسته درون من به صدا می آید
که
نترس!!!!
از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...

اگر بین ۰ تا ۵ تصویر صورت پیدا کردید – سبک مغز

اگر ۶ یا ۷ تصویر صورت پیدا کردید – کند ذهن


اگر ۸ یا ۹ تصویر صورت پیدا کردید – معمولی


اگر ۱۰ یا ۱۱ تصویر صورت پیدا کردید – خیلی خوب


اگر ۱۲ یا ۱۳ تصویر صورت پیدا کردید – نابغه

نو را بر سوی ظلمت می برند
شاه را سوی رعیت میبرند
من چه کنم خدای من
چاره در این مقام چیست؟
کوچه پر از حرامی و
اینهمه ازدحام چیست؟
مردم هجوم آوردند
چون نیش کژدم آورند
مقصد این عوام چیست؟
چه با شتاب آورند
چه بی حساب آورند
به کف طناب آورند
مقصد این حرام چیست؟
آتش ظلم شعله ور
خانه امن در خطر
سگان هار حمله ور
معنی فکر خام چیست ؟
علی ولی اعظم است
علی وصی خاتم است
علی شه دو عالم است
گناه این امام چیست؟

چه تلخ است بازی روزگار!
روزی هستی و روز دیگر به یک خطای کوچک میخواهند که نباشی!
کاش به جای ما,خطاهایمان به فراموشی سپرده میشد....

قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن

حس خوب با تو بودن

دیگه با من آشنا نیست


شعر خوبه از تو گفتن


دیگه سوغاتی من نیست


من همونم که یه روزی


واسه چشمات خونه ساختم


واسه بوسیدن دستات


همه زندگیمو باختم


تو رودخونه ی قلبت


قایق من رفتنی بود


من از اول می دونستم


قایقت شکستنی بود