در هیاهوی هستی

دم این بی‌صدایی‌ها


که باد می زند خود را؛


و صدای هوش گیاهان هم به گوش نمی‌رسد دگر.


"دل"، دل عجیب می‌گیرد.


و اما کم نیست‌ند، که می‌گویند


ای فضا، ای هوا، صدای ما را به همۀ عالم برسانید


که وضع اسفبار است، خواهش می‌کنیم کمک‌مان کنید.


و او که بی دلیل


به بر آمدن آفتاب امید می دهد


دلسوز ِ ساده ایست


که می داند


نومیدی سر آغاز دانایی آدمی است.